بررسی بیگانگی اجتماعی جوانان و عوامل اجتماعی مرتبط با آن (نمونه: جوانان شهر یاسوج)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشکدة علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

2 عضو هیئت علمی دانشکده علوم تربیتی و مشاوره، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، رودهن، ایران.

3 کارشناس ارشد پژوهشگری علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، رودهن، ایران.

چکیده

چکیده
بدون شک مهمترین قشر هر جامعه ای قشر جوان آن جامعه است و یکی از معضلات و مسائلی که سلامت عمومی جوانان را به خطر می اندازد، پدیده بیگانگی اجتماعی است. در این پژوهش سعی شده است میزان بیگانگی اجتماعی و همچنین عوامل اجتماعی مؤثر بر بیگانگی اجتماعی جوانان، مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. جامعه آماری این تحقیق شامل کل جوانان 20 تا 30 سالة شهر یاسوج است و تعداد 360 نفر از جوانان 20 تا30 سالة این شهر براساس نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم و با لحاظ کردن جنسیت، انتخاب و با استفاده از ابزار پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفتند. روش این پژوهش از لحاظ نوع، پیمایشی و از لحاظ هدف، کاربردی بوده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی، آمار استنباطی(آزمون کندال تائوb- ،آزمون کندال تائوc-، یومان ویتنی وکروسکال والیس) و تحلیل رگرسیون استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان داد که بین متغیرهای مسقل (اعتماد اجتماعی،گرایشات مذهبی جمعی، میزان همنوایی اجتماعی و میزان رضایت از زندگی) و متغیر وابسته یعنی بیگانگی اجتماعی رابطة معناداری وجود دارد و قویترین رابطه (همبستگی)، مربوط به متغیر اعتماد اجتماعی بوده است. یافته های تحقیق نشان داد که بین جوانان زن و مرد و نیز جوانان مجرد، متأهل، مطلقه و همسر فوتی در زمینة میزان بیگانگی اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد.
 
چکیده: در این پژوهش سعی بر آن بوده است که تاثیر سبک زندگی بر بیگانگی اجتماعی جوانان، مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. جامعه آماری این تحقیق شامل کل جوانان 20 تا 29 ساله­ی شهر یاسوج است و تعداد 360 نفر از جوانان 20 تا 29 ساله­ی این شهر براساس نمونه گیری طبقه­ای متناسب با حجم و با لحاظ کردن جنسیت، انتخاب و با استفاده از ابزار پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفتند. روش این پژوهش از لحاظ نوع، پیمایشی و از لحاظ هدف، کاربردی بوده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی(همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون) استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان داد که بین سبک مشارکت فرهنگی جوانان، اوقات فراغت، مصرف فرهنگی عام گرا و متغیر وابسته یعنی بیگانگی اجتماعی رابطه ی معناداری وجود دارد و متغیر سبک مشارکت فرهنگی بیشترین تغییرات متغیر وابسته را تبیین نموده است. همچنین از یافته های تحقیق ملاحظه گردید که بین تحصیلات و مدیریت بدن جوانانو میزان بیگانگی اجتماعی آنان رابطه­ی معناداری وجود ندارد.

کلیدواژه‌ها