محرومیت نسبی و ظرفیت سازی برای بحران اجتماعی: مطالعه موردی حوادث 1396

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای جامعه شناسی سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزیimanqorbanirasht@gmail.com

2 دانشیار گروه جامعه شناسی سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزیShiri.tahmures@gmail.com

چکیده

اعتراضات به شرایط اقتصادی در دی ماه 1396 بزرگ ترین بحران اجتماعی ایران در دهه حاضر را تشکیل می دهد. هدف از این اثر، جستجو در منشاء اعتراضات سیاسی و اجتماعی این حادثه در ایران است. روش تحقیق نیز بر پایه تبیین و بررسی منشاء پیدایش و ریشه های شکل گیری اعتراضات اقشار مختلف در دی ماه ۱۳۹۶ با روش توصیفی ـ تحلیلی با محوریت نظریه های محرومیت نسبی، به ویژه اندیشه تد رابرت گر به عنوان نظریه منتخب و همچنین نظریه های از خود بیگانگی اجتماعی است. در این تحقیق، با ارسال پرسشنامه به 250 نفر خبره علمی و استاد دانشگاه به عنوان جامعه آماری، به منظور بررسی نتایج، از روش وزن دهی اصلی (کاردینال) و با مقایس زوجی استفاده شده است. به موجب این تحقیق مشخص شد که مقایسه شاخص های اجتماعی مورد بررسی در وقایع 1396 حاکی از نارضایتی مردم از مهم ترین حقوق اجتماعی خود است. مهم ترین و اثرگذارترین این عوامل، فساد اقتصادی و تبعیض و نابرابری اجتماعی است که حاصل آن بی عدالتی قضایی و فقر و محرومیت اکثر جمعیت ایران است که سبب پیدایش احساس محرومیت نسبی و احساس از خود بیگانگی اجتماعی شده و در نتیجه اعتراضات سیاسی و اجتماعی را رقم زده است. تفاوت میان انتظارات مشروع و واقعیات عالم خارج در سطح جامعه و عدم توجه به تغییرات ارزشی و سیاسی همراه با خواست های اقتصادی و ایجاد برابری و عدالت اجتماعی، مهمترین منشاء اعتراضات سیاسی و اجتماعی در دو دهه گذشته به شمار می روند. در نتیجه، احساس محرومیت نسبی و احساس از خود بیگانگی اجتماعی از مهم ترین مؤلفه های تأثیرگذار در اعتراضات و ناآرامی های این سال در ایران به شمار می روند.

کلیدواژه‌ها